همیشه با خودم فکر می کنم که ی ادم تا چه حجم نفرت می تونه تو وجودش جمع کنه و تو خودش نگه داره
من که اصلا نمی تونم. در توانم نیست نگه داشتن این حجم تنفر تو درونم
کلا عادت کردم که مهربون باشم و ادمهارو 1 داشته باشم
طرف اذیتم هم می کنه، بعد مدتی می رم دوره تسویه روح می ذارم و خودم رو درونان اروم می کنم و بعد بهش پیام میدم که
باشه حتی اگه اذیتم کردی ، گدشته رو ول کن و بیا اگه کاری برمیاد از من برات انجام می دم
به نظرم ادمهایی که تو درونشون خشم و نفرت نسبت به دیگرون و حتی خودشون نگه می دارن، علاوه بر مریضی های روحی، به جسمشون اسیب می زنه و کلی به مریضی جسمی تبدیل می شه
تازه تو زندگی خودشون و اطرافیانشون هم باعث کلی اتفاقهای بد می شه
ندیدم کسی نفرت رو درونش نگه داره و بنده خدا مریضی جسمی نزده باشه بهش
"و به عکس ادمهایی که دیگرون رو دوست دارن و به یک صلح درونی می رسن، حداقلش اینه که ارامش درونی دارن تو خودشون و خونه شون و اطرافشون
شهر حسوداست دیگه
غم نان و شاید گذشته ای کا بر ادمها گذشته
کلا نمی شه فردی رو هم قضاوت کرد.
چون که تا کفش اون ادم رو نپوشیم، نمی دونیم بهش چی گذشته
شاید اگه اونچه بر اون ادم اسیب زننده گذشته بوده به ما می گذشت، ما بدتر از اون می شدیم.
حالا این بدین معنا نیست که الان ما که بهتر از دیگرون باشیم ها!!!
به هر حال ما هم ممکنه دونسته یا ندوسته اسیب بزنیم به دیگرون
خلاصه هر فردی زخم های خاص خودش رو داره.
و ما فقط می تونیم کنارش باشیم و نهایتا کمکش کنیم و التیامش بدیم
بگذریم...
کلی پراکنده گویی شد ولی نتیجه اخلاقی اینه که:
بیا با هم دوست باشیم...
منبر امروز تامام
برچسب:
نویسنده: کیان موسویپور