خرید بک لینک

امیدوارم روزی به این ایمان برسین که ما، متفاوت از ادمهای دیگه ای هستیم که تا بحال دیدین.

تصورمون این هست که سالها، اونقدر افراد متفاوت، وقتی به شما 1 شدن و در کنارتون بودن، از شما توقع داشتن یا اسیب زدن، و هزار و یک هدف دیگه داشتن، که احتمالا باعث شده، همش این ظن رو نسبت به ما هم داشته باشین که ما هم احتمالا قصد سواستفاده، یا هر داستان دیگه ای رو نسبت به شما داریم.

داشتم فکر می کردم که صادقانه با شما این رو مطرح کنم، که ما هیچ و هیچ و هیچ هدف و برنامه ای نداریم برای استفاده و سواستفاده از ادمها

و اصلا قصد اسیب زدن رو که کاملا فراموش کنیم.

من همواره صادقانه در کنار دوستان و انسانها هستم و خواهم بود، تا جایی که از توانم بربیاد، افراد رو هدف هاشون برسونم و کمک حال باشم که حالشون خوب شه

یک وقتی نیاز می بینیم اون فرد اونقد بهم ریخته ست درونش، که با بردنش به یک فضای شاد می تونیم رهاش کنیم.

یک وقت ممکنه همقدم فردی تو استارت بیزینسش باشیم.

یک وقتی می بینیم با یک معرفی ساده دو نفر کارشون راه می افته

و هزار یک کاری که از دستمون بربیاد

و واقعا هیچ نیت و انتظاری پشتش نیست

اما هنوز از صحبتهای شما ، حس این میشه که نسبت به ما نگرونی هست.

البته زندگی به من یاد داد که زمان همه چیز رو مشخص می کنه و حسن نیت و خوش نیتی ها بعد از مدتی افراد رو درونن به این ایمان نی رسونه که هیچ داستانی پشت ماجرا نیست.

اون افرادی که هم در وردشون صحبت کردم، اصلا اون افراد خراج نبودن

بلکه در تیمم افرادی هستن و من نیز در تیمشون که کاله رو کاله کردن و چرم درسا رو چرم درسا

و هزار و یک اتفاق دیگه

این صحبت ها و کارها، فراتر از فروش و خرید اثار هنری با چهارتا قیمت بالا و پایین کردن هست.

در مورد پذیرش صحبت های الانم اصرار نمی کنم.

چون همون ور که گفتم برای شناخت و ایمان درونی نسبت به ادمها، زمان لازم هست. این چیزی نیست که با حرف بشه در موردش فردی رک به اعتماد رسوند.

اما همواره در مورد افراد وقتی خودم به چلش می رسم که چقدر طرف مقابل حسن نیت داره، همواره از خودم می پرسم.

چه سودی داره این ارتباط برای طرف مقابل؟

و واقعا چه سودی داره براش؟

تصور شما چی می تونه باشه نسبت به این مسله؟

شاید ما دو تا ادم یتیم و بی پدر هستیم که تو وود ادمها دنبال یک پدر معنوی می گردیم.

شاید یک پیر و چراغ راه

شاید یک رفیق شفیق پرتجربه و سرد و گرم چشیده روزگار که بشه ازش درس زندگی گرفت.

شاید ته داستان ما دو تا و شما همین باشه که می خواهیم یک خونواده بزرگتری داشته باشیم و یک تکیگاه معنوی مثل پدر...

البته ادمها از پدرهاشو ممکنه توقعی داشته باشن، ولی همون توقعات رو هم نداریم...

چه بدونم...

گاهی ادم با خودش فکر می کنه

و گفتم شاید لازمه مطرح بشه و اگر سوتفاهم و وبرداشتی هست، برداشته بشه.

ولی در هر صورت شما افتخار مایین...

پیشنهاد می کنم اون شاپینگ بگی که توش یادگاری به شما دادیم رو یک بار دیگه با دید نشانه شناسی قوی تون نگاه کنین.

شاید اون لحظه به اون دلیل اون طرح رو براش انتخاب کردم، که کاش اون پدری که می خواستم و می خواستیم و منظرش بودیم برامون هدیه رسیده باشه از کائنات...

بگذریم...

شبت اروم ای صدف 1...

برچسب: نویسنده: کیان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 15:58

صفحه بندی