#شب_نوشت ۱۹: آنچه در کنکور زندگی می گذرد...
#شب_نوشت ۱۹: آنچه در کنکور زندگی می گذرد...این داستان من است. داستان شما چیست؟یعنی کنکور های هنر، از بدترین ها بود.کلی می خونی، تهش می بینی اکثر سوالا از ی جاهایی میاد که اصلا نمی دونی از کجا اومده! تازه اونهایی هم که خوندی و اشناست هم یادت نمیاد کدومش درسته. انگاری همش ممکنه جواب باشه.همه مات و برق...
شب نوشت20:خودت چند عامو...؟
شب نوشت20:خودت چند عامو...؟به چی افتخار کنیم؟!به نظرم فک کنیم که اسمفامیل نداریمو اصلا گذشته و ملیتی نداریمی چیزی تو مایه های باقالا!کاملا بلنک!بعد فک کن الان قراره استارت بزنیماسم فامیلی جدیدو ملیت جدیدقومیت جدیدیکی دو سوال مهم در این لحظه مهمه و می تونه پیش ببرونه ما راالان ما چه حرفی برای گفتن دا...
#شب_نوشت ۱۳: برای دخترکانم که زیبایند...
#شب_نوشت ۱۳: برای دخترکانم که زیبایند...تو زیبایی...دست بردار از این جنگ علیه تن.و تویی که یک عمر برای من بسنده ای...❤️#انسان_باشیمپ.ن: شاید این بار، کلیدواژه های #هشتک دار این شب نوشت، بسیار مهمتر و رمزگشاتر از متن باشد و در پساپس ذهن شما، یاران بی نظیر، ایده ای و تفکری را فراهم نماید.
او مرا زنده نگه می دارد همواره و همواره...
#شب_نوشت ۱۴: اومرا زنده می کند همواره'>همواره و همواره...و اقتباسی متصل: فاش می گویم و از گفته خود دلشادم که..جماعت، درد عشقی کشیده ام که مپرس..."و "او، قند روزهای تلخ من است..."و در نهایت قطعا و قطعا مخاطب این پست، شما نیستید...و یک سوال:آیا شما قند روزهای تلخ من بودید و خواهید بود؟#سمیراصفاری #sam...
شب_نوشت ۹: ملاک انسانیت آدمها
#شب_نوشت ۹: ملاک انسانیت آدمهابه نظر می رسه خون،مذهب، و... ملاک انسانیت نیست.اونچه قلب آدم رو فراخ می کنه، شاید دگرخواهی باشه.اینکه پناه دیگرون باشی تو ویرانی هاشون و ان شاال... خوشی هاشون، نسبت ها رو شاید مشخص تر کنه. سوال اول: به نظر شما ملاک خونواده بودن چی هست؟و سوال دوم: به نظرت خواهرت یا خونوا...
یک بچه ۱۵ ساله و یک گوش و آغوش ۱۵ ساله...
درست ۱۵ ساله'>ساله با هم رفیقیم. رفیق چی می گن؟ گرمابه و گلستان...درست ۱۵ ساله سنگ صبورمی...چه امیدهام که چشمهام که برق می زن و قلبم پرنور بود،رو برات تعریف کردم و تو قلبت ثبتش کردم.چه ناامیدی ها و از دست دادن هام که تو تاریکی با تو پیش رفتم و بس که برات تعریف کردم، و اشک ریختم، آرومم شدم و اروم و د...
خرده تلمس های مغزی نیمه شبی با یک صدف مهاجر در دور و نزدیک
امیدوارم روزی به این ایمان برسین که ما، متفاوت از ادمهای دیگه ای هستیم که تا بحال دیدین.تصورمون این هست که سالها، اونقدر افراد متفاوت، وقتی به شما نزدیک شدن و در کنارتون بودن، از شما توقع داشتن یا اسیب زدن، و هزار و یک هدف دیگه داشتن، که احتمالا باعث شده، همش این ظن رو نسبت به ما هم داشته باشین که م...
رنگ سال ۲۰۲۴ و بیهوده قضاوتکن ها!
شب نوشت۶: رنگ سال ۲۰۲۴ و بیهوده #قضاوتکن ها!داشتم فکر می کردم چه اهمیتی داره دونستن رنگ سال و ....؟ پس چرا اینقدر وایرالش کنیم؟ این چیزا بیهوده است و تو سرنوشت آدمها نمی تونه موثر باشه.اما با عینک تخصصم که بهش نگاه کردم به این نتیجه رسیدم که می تونه تو فعالیت برندها، رونق شرکتها،کارمندهاشون و حتی مص...
شب_نوشت ۸: برای شب های که تا صبح با خود تکرار می کنیم: تا کجا چنین شتابان؟؟
#شب_نوشت ۸: برای شب های که تا صبح با خود تکرار می کنیم: تا کجا چنین شتابان؟؟هیچ نجات دهنده ای نخواهد بود در دم اخر...نه پول و ثروتنه شخصیتنه نام نیکنه فکر، قضاوت و قصاوت و حرف مردمنه انسانیت و از خودگذشتگی هانه دگرخواهی هانه هنرنه علم نه پژوهش هانه ارزوهانه هدف هانه اثری که تا کنون در جهان و کائنات ...
شب نوشت۶: رنگ سال ۲۰۲۴ و بیهوده #قضاوتکن ها!داشتم فکر می کردم چه اهمیتی داره دونستن رنگ سال و ....؟ پس چرا اینقدر وایرالش کنیم؟ این چیزا بیهوده است و تو سرنوشت آدمها نمی تونه موثر باشه.اما با عینک تخصصم که بهش نگاه کردم به این نتیجه رسیدم که می تونه تو فعالیت برندها، رونق شرکتها،کارمندهاشون و حتی مص...
شاید شروع حرکت و حل شدن در کائناتت باشه.هوم؟...
b: دلتنگی خیلی حس متفاوتیه...انگار تو ی صحراییتو کوچه و پس کوچه هاتو باغها و تپه هامی گردی و می گردی دنبالشو نمی رسی بهش...و گاهی جون ادم تا انتها میاد بالاچیزی "شبیه جان به سر شدن"عین هاجر تو صفا و مروه، هروله می زنی و می دویی و می افتی و پامی شی تا پیدا کنی مقصودت رو؛ ولی... ولی ... ولی...و دقیقا ...
خاصیت وبلاگ نویسی و وبلاگ کردی و ...شاید به کارتون بیاد..
وبلاگ'>وبلاگ عین اون بطری می مونه که ی پیام می نویسی و می ندازی توش و کلا می ندازی تو دریامعلوم نیست کی و کجا و به کی برسه و کی بازش کنه.ولی قطعا اونی که بهش می رسه بعد هر چند وقتی که گذشته، وقت اونه و دقیقا پیام خدا ، کائنات و ... برا اون فرده...و دیگه از دت نویسنده اش خارج شده...چیزی شبیه مباحث پس...
چشم انتظاری آغاز پیمانه ی کوچ...
"پنجره باز کن...هوای دلت چطور است؟"دلتنگ و دلتنگ... و چشم انتظار به راه رفته ها و در انتظارِ کوچ نزدیک و نزدیک...و انرژی مثبت امشبم برای تو خواننده عزیزم در این لحظه:تو بهترینی عسل یار و تا همیشه افتخار همه مایی با قلب زیبات .امید داشته باش و پرنور باش؛ حتی در تاریکی ها که تو خود نوری و نور از توست ...
نقش و نقاب اژدها وارد می شود!
گاهی لازمه اون مهربونی که همه می زنن تو سرش نباشیم.گاهی اون بیشعوری باشیم که همه از ترس ری اکشنش مراعاتش رو می کنن!و کم کم عادت می کنن که مراعات کنن و دیگه حرفی نزنن که ناراحتت کنن.این رو از جایی خوندم.ایده بدی نیومد وقای اجراش کردم.گاهی لازمه بری تو نقش اژدها وارد می شود که حد و نرزشون رو بدونن
صبح پس از طوفان...
a. شاید دیگه اون قد خسته ام از این انتظار که دیگه پدیرفتم اونچه هستم داخلش و دیگه را کردم دنبال کردن رو...تو چطور؟b. من همچنان معتقدم ادم فقط به امید زندستادم بی امید ادممردستa.امیدی که نرسی و هی بمونی براش ادم رو پوک می کنه شایدb. ادم باامید هم بمیره بهتره تا بی امید زنده زنده بمیره عزیزمa. اوهوم. ...